آغاز قیام سربداران

12 شعبان سال 737 قمرى

پس از يكصد و بيست‏سال استيلاى قوم تاتار و مغول بر ايران و بسيارى از مناطق اسلامى آسيا، درچنین روزی در سال737هجری قمری «نهضت شیعی  سربداران» در منطقه سبزوار و « باشتین » آغاز شد . در زمان سلطنت ابوسعید از حکمرانان ایلخانی، عالمی بنام «شیخ خلیفه» در مسجد جامع سبزوار به افشای بی عدالتی حکام مغولی و تشویق مردم به مبارزه با ظالمین پرداخت . طبقات مختلف مردم به گردش در آمدند  و همین امر باعث شد که عمال حکومتی  او را به قتل برسانند. یاران شیخ از جمله شیخ «حسن جوری» تصمیم گرفتند که راه  شیخ خلیفه را ادامه دهند .

این قيام مردمى عليه ظلم و تعديات حاكمان مغول به وقوع پيوست و به قيام «سربداران‏» شهرت يافته است، از لحاظ وسعت، بزرگترين و از نظر تاريخى مهمترين جنبش آزادى‏بخش خاور ميانه در قرن هشتم هجرى بود. تلاش پيگير رهبران آزاده و متدين اين قيام، منجر به تشكيل حكومت مستقل ملى و شيعه مذهب ايرانى در خراسان شد. مهمترين ويژگيهاى اين حكومت عبارت بود از تنفر و انزجار از مغولان و تثبيت ايدئولوژى تشيع امامى. نخستين حاكم سلسله سربداران، «عبدالرزاق باشتينى‏» بود كه به مدت دو سال و چهارماه حكومت كرد. پس از وى بردارش « وجيه‏الدين اميرمسعود » به حكومت رسيد كه بخاطر اختلاف با شيخ حسن جورى (رهبر روحانى سربداران) و توطئه در قتل او، پايگاه مردمى خويش را از دست داد و حكومتش بتدريج رو به ضعف نهاد. پس از اميرمسعود ده نفر ديگر از اين سلسله به حكومت رسيدند كه آخرين آنها خواجه «على مؤيد» بود. با تسليم شدن خواجه على مؤيد به تيمور لنگ پرونده حكومت سربداران نيز براى هميشه بسته شد و منطقه خراسان پس از 46 سال رهايى از يوغ استعمار مغولان مجددا مقهور و مغلوب آنان گرديد.

حکومت شیعیان در ایران

سربداران؛ سلسله اى شيعى مذهب (دوازده امامى)  كه يك چند بر بخش هاى وسيعى از خراسان حكومت كردند.
پس از مرگ ابو سعيد آخرين ايلخان مقتدر مغول , حكومت ايلخانان رو به ضعف نهاد و امراى حكومت بر سر جانشينى وى به نبرد و كشمكش با يكديگر پرداختند.
در اين زمان خراسان توسط شيخ على بن قوشچى حاكم منتخب حكومت ايلخانان و برخى از شخصيتهاى متنفذ محل چون طغاى تيمور, ارغونشاه , عبدالله بن مولاى و علاءالدين محمد فريومدى اداره ميشد.
طغاى تيمور نواحى استر آباد و گرگان و ارغونشاه رئيس قبيله جانى قربان , شهرهاى نيشابور و طوس و مشهد را در اختيار داشتند.
علاءالدين محمد فريومدى بر
سبزوار و جوين و عبدالله بن مولاى بر قهستان و معزالدين حسين كرت بر هرات فرمان ميراندند.
..........
 مرعشيان, سلسله اى شيعى (دوازده امامى) به رهبرى سادات مرعشى كه چندى در بخش هاى وسيعى از مازندران فرمان راندند (760 ـ 795 ق).
بنيانگذار آن سيد قوام الدين مرعشى به امام زين العابدين (ع ) نسب ميبرد.
وى در خانواده متدين در آمل زاده شد, جايى كه شيخ خليفه از رهبران اوليه
سربداران نيز از همانجا برخاست .
او در زادگاه خود دانش اندوخت و آنگاه كه براى تكميل تحصيلات خود به مشهد روى آورد, با قيام
سربداران به رهبرى شيخ حسن جورى و وجيه الدين مسعود روبرو شد.

لطفاً برای مشاهده متن کامل، ادامه مطلب را انتخاب نمائید.

ادامه نوشته

ميراث جبل عامل در تاريخ شيعه

در حالى كه (حلّه) در عصر پيش از صفويه, هم چون مهم ترين مركز تشيع بر پهنه عراق ايستاده بود, آشكارا افول كرد و تا قرن شانزدهم حتى يك عالم نامدار در آن شهر اقامت نداشت. به جاى آن, كربلا اهميت مى يافت و نجف از آغاز قرن شانزدهم در سايه محقق كركى و بعدها مقدس اردبيلى, كسى كه شاگردان بى شمارى را از ايران و جبل عامل به حوزه هاى درس خود جلب كرد, كسب شهرت فراوان خود را آغاز كرد. علاوه بر اين, طى جزء اول قرن شانزدهم جمعيت شيعى (آلپّو) در شمال سوريه به طور شگفت انگيزى كاهش يافت و در نتيجه اين شهر اهميت خود را به عنوان يك مركز علمى شيعى از دست داد. در مقايسه با آن, جبل عامل از زمانى كه نوشته هاى شهيد اول دو نسل از عالمان و محققان را تحت تأثير قرار داده بود و تا پايان قرن پانزدهم, مى رفت تا مركز عمده علمى شيعه شود, بحرين در مقياسى كوچك تر وضعيت مشابهى داشت. فعاليت هاى علمى و فكرى در روستاهاى عاملى (جُبا), (ميس) و (كرك نِه) تا اواسط قرن شانزدهم, هم چنان بر رونق خود مى افزودند. از اين رو آوازه علمى جبل عامل و اهميت دو شهيد راه تشيع مى بايست در ايران آن زمان كاملاً استقرار يافته باشد.

 مهم تر اين كه ميراث جبل عامل در تاريخ شيعه نيز بايد در ايران از زمانى كه حاكم  سربدران سبزوار, على بن مؤيد (متوفاى 788ق./1386م.) شهيد اول را براى رهبرى جامعه شيعى خراسان به آن جا دعوت كرد, مورد تقدير واقع شده باشد.

 

ادامه نوشته

قلعه آقا

قلعه آقا؛ بنایی که تماماً از گل و خشت خام ساخته شده در کنار قلعه قدیم باشتین و چون در این مکان خانواده های محترم سادات سکونت داشته اند، معروف به < قلعه آقا > گردیده است.

 این عکس در کتاب تاریخ دوم راهنمایی به عنوان قلعه سربداران درج شده است.


در اثر بی توجهی و عدم آشنایی با اهمیت آثار باستانی باقی مانده از دوران گذشته سرزمینمان متأسفانه دیوار شمالی این بنای قدیمی اینگونه تخریب شده است.


رهبران نهضت سربداران،  الف ) رهبران مذهبي

رهبران نهضت سربداران

الف ) رهبران مذهبي

 

۱- شيخ خلیفه: شيخ خليفه مردي پاكيزه روزگار بود از اهالي مازنداران كه چندي را يخ خليفهدر نزد شيخ بالوي زاهد كه از اقطاب مازنداران بشمار مي رفت، تلمذ و شاگردي كرد،‌ اما چون آنچه را كه به دنبالش بود در محضر ايشان نيافت، تصميم گرفت تا به محضر شيوخ و عرفاي ديگر بشتابد. در اين ايام شيخ ركن الدين علاء الدوله سمناني جزو شيوخ بزگ زمان خود بود. لذا شيخ به محضرش شتافت تا گمشدة خود را در كنار او بيابد. ليكن آنچه را كه مي جست در محضر او نيز نيافت. چنانكه روزي شيخ علاء از وي پرسيد : « به كدام مذهب از مذاهب اربعه معتقدي ؟ » و شيخ خليفه جواب داد : « اي شيخ آنچه من مي طلبم از اين مذهب ها بالاتر است. »[1]

     «متن کامل در ادامه مطلب»

[1] ميرخواند ،‌روضه الصفا ،‌جلد 5 ،‌ص 605

 



[1] ميرخواند ،‌روضه الصفا ،‌جلد 5 ،‌ص 605

ادامه نوشته

نهضت سربداران ، شروع نهضت و دليل پيدايش آن ؛

    نهضت سربداران را، نخستين تكاپوي ايرانيان در قبال سلطة بي منازعه اقوام بدوي مغول در حدود بيش از يك قرن سيطره بر خاك ايران زمين بايد شمرد. آنگاه كه بدويت و بي تمدني قومي بيابنگرد بر سرزمين فرهنگ و تمدن سايه افكنده بود و ناله‌ها در گلو بعض كين و نفرت شده بود، در چنين عرصه‌اي نهضت سربداران چون برقي بر اين تاريكي ظلماني لرزه افكند.

آري، نهضت سربداران توانست به استيلاي قوم مغول بر ايران و بسياري از مناطق اسلامي آسيا به مدت حدود نيم قرن خاتمه دهد. اين قيام مردمي كه در باشتين و سبزوار خراسان عليه ظلم و تعديات حاكمان مغول به وقوع پيوست، از لحاظ وسعت بزرگترين و از نظر تاريخي مهمترين جنبش آزادي بخش خاورميانه در قرن هشتم هجري بود. تلاش پيگير رهبران آزاده و متدين اين قيام، منجر به تشكيل حكومت مستقل ملي و شيعه مذهب ايراني در خراسان شد. مهمترين ويژگي هاي اين حكومت عبارت بود از تنفر و انزجار از مغولان و تثبيت ايدئولوژي تشيع دوازده امامي.

«متن کامل در ادامه مطلب»

ادامه نوشته

مقبره کلوخی(حدیره)

بنایی بسیار قدیمی در ضلع جنوب غربی روستای باشتین و در کنار قبرستان و امامزاده «بی بی علیه خاتون» که مصالح ساخت آن از گل و خشت خام بوده است. بنا به شواهد و گفته سالخوردگان این بنا دارای گنبد خشتی بزرگی بوده که بدلیل عدم مراقبت فرو ریخته است. در اطراف این بنا و بر اثر فرسایش بادی آثار شبستان های بزرگی هویدا گردیده است و نشان از عظمت آن دارد. مردم روستا از آن به «حدیره» نام می برند و عده ایی آن را به«مقبره کلوخی» می شناسند. این نام احتمالاْ در مقابل مقبره دیگری که از خشت پخته ساخته شده بود و به «مقبره آجری» معروف بود که ماسفانه در سالهای اخیر تخریب گردیده است، بر آن نهاده شده است.




امامزاده بی بی علیه خاتون (س)



بقعة مبارکة امامزاده بی بی علیه خاتون سلام ا... علیها دختر امام موسی ابن جعفر علیه السلام واقع در روستای سربداران باشتین سبزوار

وجه تسميه و تاريخچه باشتين :

 

به نام خداوندگار  جهان            كه آگه بود زآشكار و نهان

 

پيشگفتار :

    

     تاريخ و فرهنگ هر مرز و بوم نشان دهنده جوهر وجودي افرادي است كه در آن زندگي مي كرده اند و از طرفي تاريخ و فرهنگ سازندة شخصيت افرادي است كه وارث آن مي باشند. آشنايي با تاريخ و فرهنگ هر منطقه ما را به سوي آينده اي رهنمون مي كند كه دنبالة تاريخي و فرهنگي آن نشان مي دهد. فرهنگي كه مملو از جانگذشتي و جانفشاني در مسير احقاق حق مظلومان و دفع ظلم ستمگران است هرگز فرزنداني تربيت نمي كند كه بار ذلت بيگانگان را تحمل نمايند.

تاريخي كه سراسر پر است از شخصيت هايي كه به خاطر نجات مظلومان و دفاع از شرف و مردانگي سرزمين خود سرهاي خود را بردار اختيار ديده اند و سر زير بار ظالمان و نامردمان روزگار خم نكرده و ناحقي را تحمل ننموده اند، هرگز به كسي ظلم نمي كند و ظلم به خود را نيز بر نمي تابد.


و اين افتخار ما است كه وارث اين فرهنگ و اين مرز و بوم هستيم و نه تنها باعث


 افتخار ما كه افتخار خراسان و حتي كشور ايران كه بر اثر مجاهدت ها و جانفشاني


 آنان (كه متاسفأنه كمتر شناخته شده و نيت هاي پاكشان كمتر مورد توجه قرار


 گرفته) امروز حكومت اسلامي و عدالت علوي بر تارك جهان مي درخشد.


باشتين با سابقه اي پر افتخار در مسير احقاق حق مظلومان و دفع جور ظالمان و ستمگران همچنان بر قله ايستادگي در مسير حق و عدالت مي درخشد، هر چند تشعشع نورهاي كاذب دنياي جديد، نور حق طلبي را كمرنگ نموده است و عده اي را به سوي خود جلب كرده و از مسير حق و انصاف باز مي دارد، ولي نتوانسته به خاموشي كامل آن منجر شود و هنوز هستند افراد زيادي كه سره را از ناسره تشخيص دهند و حق را از باطل باز شناسند.

«متن کامل در ادامه مطلب»

ادامه نوشته